تبلیغات
TOP - 11جوک 5
TOP
چون میسرنیست مراکام او،عشق بازی میکنم بانام او
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 اسفند 1389 توسط علی
غضنفر میره پیتزا بخره، به پیتزا فروشه میگه: داداش 16 قسمتش کن؟ یارو میگه: چطور؟ غضنفر میگه: آخه دفعه‌ی پیش 8 قسمت کردی سیر نشدم!


معلم تارخ: امیر جان بگو، جنگ اول جهانی در كجا و كی اتفاق افتاد؟
امیر:آقا اجازه، مامانمون گفته مسائل خصوصی و شخصی رو به كسی نگم!

به یه نفر میگن: با شیشه جمله بساز، میگه: ساعت یه رب به شیشه!

معلم تاریخ از شاگـردش کــه دو ساله كلاس چهارم بود پرسید: هیتلر چه كرد؟
شاگرد گفت: هیچی، دو سال منو تا سال چهارم نشوند!

به غضنفر میگن: اون مورچه بالای كوه رو می‌بینی؟ میگه: اونیکه یه چشمش باز، یکی دیگه‌اش بسته.

غضنفر میره یخ فروشی، میگه: یه یخ بده، فروشنده میگه: نداریم. غضنفر میگه كی پخت میكنید!

یه روز غضنفر میخوره به تیر برق، نگاهش میکنه و میگه: چه یك بزرگی!

یه روزمردی زنش زایمان میکنه و فوت میشه، هر دایه‌ای رو که برای بچه‌ میاره، شیرش و نمی‌خوره. بلاخره یه دایه سیاهپوست میاره و بچه‌ هم شیرش و می‌خوره. پدره به بچه‌اش میگه: ای پدر سوخته، خب از همون اول می‌گفتی شیر كاكائو میخوای؟

غضنفر دکتر میشه و درباره‌ی دفع انگل به مریضش تجویز می‌کنه: شما 29 روز بیسکویت و چای بخور، روز سی ام بیسکویت نخور، فقط چای بخور، بعد انگله میاد بیرون میگه پس بیسکویتش کو!

به غضنفر میگن: با ماشین جمله بساز؟ میگه: می‌یاین همسایه ما شین!

غضنفر عكس گل یاس رو پیراهنش بود، هرشب یه پارچ آب تو یقه‌اش خالی می‌کرد!

غضنفر داشت خودش رو می‌مالید به سپر ماشین، ازش می پرسن: چرا خودت رو به سپر ماشین می‌مالی؟ میگه: می‌خواهم وقتم را سپری كنم!

غضنفر زنگ میزنه به پلیس و میگه: ماشینم را دزد زده. پلیس میپرسه: چیزی هم دزدیده؟ غضنفر میگه: آره فرمان، دنده ،كلاچ ، پدال گاز و ترمز. پلیسه بهش میگه: احمق، عقب ماشین نشستی، بیا جلو!

غضنفر با سرعت دنبال یه دزده دوید، ولی هرچه دوید نتونست دزد رو بگیره چون از دزد جلو زده بود!

یه روز یه خسیسه موبایل میخره، صفرشو قفل می كنه!

به غضنفر میگن: با رانی جمله بساز؟ میگه: نگرانی!

یه روز غضنفر میره دبی، وقتی برمی‌گرده، ازش میپرسن تو دبی چیكار می كردی؟ میگه: عرق!



غضنفر موبایل اسم نویسی میكنه، بعد میگه خدا كنه نوكیا در بیاد!

یك روز غضنفر میره در خونه دوستش، هر چی در میزنه كسی در و باز نمیكنه. با خودش میگه: فكر كنم در خرابه، بهتره زنگ بزنم!

مادره به بچه‌اش میگه: میدونم موهای خواهرت رو كشیدی، شیطونه گولت زد؟ بچه هم میگه: آره، ولی لگدی كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود!



یه پیرمرده تو اتوبوس با عصاش میزنه تو كمر شاگرد اتوبوس و میگه: ببخشید اینجا فرمانیه است؟ شاگرد میگه: نخیر اینجا ستون فقرات بنده است!

به غضنفر میگن: چرا زنبورها گل می‌خورن؟ میگه: چون دربازه‌بانشون خوب نیست!

یه روز غضنفر تو خیابون یه شماره تلفن پیدا میكنه، زنگ میزنه و میگه: آقا من شماره شما رو پیدا كردم، آدرس بدید تا براتون بیارم!

یه روزی یه مورچه میره سازمان انتقال خونه که خون بده. دكتر بهش میگه: چند سی سی خون میدی؟ مورچه میگه: سی سی می سی رو ولش كن، تانكر بیار پرش كن!


غضنفر به راننده یه تاكسی میگه: آقا چند میگیری منو تا راه آهن ببری؟ راننده میگه 1000 تومن . غضنفر میگه: واسه چمدونم چند میگیری؟ راننده میگه: هیچی. غضنفر میگه: پس چمدونم رو ببر، من هم دنبالت می‌دوم!

مادر غضنفر تو ماه رمضون به پسرش میگه: غضنفر، فردا سحر صدات كنم ؟ غضنفر میگه: نه همون غضنفر خوبه، سحر دخترونه است!

یك روز یك فیل داشته تو استخر شنا می كرده، یه مورچه بهش میگه: میشه یه لحظه بیای بیرون؟ فیل میاد بیرون و میگه: چیكار داری؟ مورچه هم میگه: هیچی، می‌خواستم ببینم مایوم تن تو است یا نه!



غضنفر میره پیتزا بخره، به پیتزا فروشه میگه: داداش 16 قسمتش کن؟ یارو میگه: چطور؟ غضنفر میگه: آخه دفعه‌ی پیش 8 قسمت کردی سیر نشدم!


معلم تارخ: امیر جان بگو، جنگ اول جهانی در كجا و كی اتفاق افتاد؟
امیر:آقا اجازه، مامانمون گفته مسائل خصوصی و شخصی رو به كسی نگم!


به یه نفر میگن: با شیشه جمله بساز، میگه: ساعت یه رب به شیشه!


معلم تاریخ از شاگـردش کــه دو ساله كلاس چهارم بود پرسید: هیتلر چه كرد؟
شاگرد گفت: هیچی، دو سال منو تا سال چهارم نشوند!

به غضنفر میگن: اون مورچه بالای كوه رو می‌بینی؟ میگه: اونیکه یه چشمش باز، یکی دیگه‌اش بسته.غضنفر میره یخ فروشی، میگه: یه یخ بده، فروشنده میگه: نداریم. غضنفر میگه كی پخت میكنید!

یه روز غضنفر میخوره به تیر برق، نگاهش میکنه و میگه: چه یك بزرگی!


غضنفر به راننده یه تاكسی میگه: آقا چند میگیری منو تا راه آهن ببری؟ راننده میگه 1000 تومن . غضنفر میگه: واسه چمدونم چند میگیری؟ راننده میگه: هیچی. غضنفر میگه: پس چمدونم رو ببر، من هم دنبالت می‌دوم!

مادر غضنفر تو ماه رمضون به پسرش میگه: غضنفر، فردا سحر صدات كنم ؟ غضنفر میگه: نه همون غضنفر خوبه، سحر دخترونه است!

یك روز یك فیل داشته تو استخر شنا می كرده، یه مورچه بهش میگه: میشه یه لحظه بیای بیرون؟ فیل میاد بیرون و میگه: چیكار داری؟ مورچه هم میگه: هیچی، می‌خواستم ببینم مایوم تن تو است یا نه!

به یه نفر میگن: برو یه تمساح بیار. مرد هرچه میگردد،تمساح پیدا نمی كنه، به همین دلیل مارمولكی را میگیره و بهش میگه: زود باش بگو پدرت كجاست، وگرنه می كشمت!

به یه خره عكس یه گورخر نشون میدن،میگن این كیه؟ میگه: پدر بزرگمه، قدیما توی تیم یوونتوس بازی میكرد!


غضنفر خیلی مهندسی رو دوست داشت ولی تو دانشگاه رشته تاریخ قبول میشه. ازش می‌پرسن: رشته‌ات چیه؟ میگه: مهندسی اموات!

به غضنفر میگن جسم شفاف را تعریف كن؟ میگه: جسمی كه از یه طرفش بشه اونورشو دید. میگن: آفرین. حالا یه مثال هم بزن؟ میگه: نردبون!

یك گروه از محققین انسان شناسی داشتن روی تفاوت مغز نژادهای مختلف انسان تحقیق می‌كردند، اول مغز یك آمریكاییه رو باز می‌كنند، می‌بینند ای بابا اینا اینقدر با الكترونیك و كامپیوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از ic و مدارهای الكترونیكی. خلاصه می‌ترسن دست به یك چیزی بزنند خراب شه، زود مغز یارو رو می‌بندند. بعد مغز یك ژاپنیه رو باز می‌كنند، می‌بینند ای بابا این وضعش از آمریكاییه هم خراب تره و مغزش شده پر از مدارای نوری و چیزای عجیب غریب، خلاصه مغز این رو هم جرات نمی‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه غضنفر رو باز می‌كنند، می‌بینند توش فقط یدونه سیم ازاین ور جمجه رفته اونور. باخودشون می‌گن: خوب ما اینو قطع می‌كنیم، اگه دییدم خیلی ضایع شد، فوقش دوباره وصلش می‌كنیم! خلاصه سیمه رو قطع می‌كنند، یهو گوشای غضنفر می‌افتن!



وسط خیابون یه چاهی بوده، که ‌هی ملت می‌افتادن توش،‌زخم و زیلی می‌شدن. میان تو شهرداری یك جلسه برگذار می‌كنن كه واسه این مشكل یك راه حلی پیدا كنن. یكی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یك آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هركی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌كشن..آفرین! ایول! دمت گرم!‌ یك مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق كه همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌كار كنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، كه بدبخت جون داده. ما باید یك بیمارستان كنار این چاه بسازیم، كه همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال می‌كنن، كف می‌زنن سوت می‌كشن، كه ایول بابا تو چه مخی داری!‌ یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج كنیم یك بیمارستان بسازیم كنار چاه كه چی بشه؟ مردم تعجب می‌كنن،‌میگن: خوب تو میگی چیكار كنیم؟ یارو میگه: بابا این كه واضحه، ما این چاهو پر می‌كنیم، میریم نزدیك یك بیمارستان یك چاه می‌زنیم!


غضنفر تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبلش بهش میگن جواب بیسكویته، ولی تو همون اول نگو، اولش یه چند تا سوال كن كه ضایع نشه. غضنفر میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یك كویته؟! یارو میگه: نه. میگه: دوكویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده كویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میكنم، با چایی هم میخورنش. تركه میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

غضنفر زنگ میزنه به صدا سیما که شکایت کنه و میگه: بابا این چه وضعیه! این چه تصاویره مستهجنی بود كه تو آن سریال نشون دادید؟ یارو بهش میگه: قربان ما كه فقط پاها رو، اونم از نزدیکهای مچ پا به پایین نشون دادیم. غضنفر میگه: بابا تلویزیون من پرش داشت، همه جاشو دیدیم

غضنفر با یه تهرانی ویه شیرازی تو یه ساختمونه 10طبقه كار می كردن هر روز نهار با هم بودن.
یك روز تهرانیه غذا شو كه باز می كنه میبینه مثل هرروز قیمه داره، میگه: اگه فردا باز هم قیمه باشه من خودمو از اینجا پرت میكنم پایین.
شیرازیه باز میكنه میبینه قرمه سبزیه، اونم میگه اگه فردا باز هم قورمه سبزی باشه، منم خودمو پرت می كنم پایین.
غضنفر باز می كنه میبینه كتلت داره، میگه منم اگه فردا باز هم كتلت باشه خودمو پرت میكنم پایین.
فرداش تهرانیه باز میبینه قیمه داره خودشو پرت میكنه پایین، شیرازیه هم همین طور، غضنفر هم باز میكنه، میبینه كتلت داره اونم خودشو پرت میكنه پایین.
توی یه نامه علت خود كشی رو مینویسن.
زنهایشان را میبرن دادگاه میگن: چرا هر روز یك جور به شوهرهایتان غذا میدادین؟ زن تهرانیه وشیرازیه میگن: شوهران ما هیچی نمیگفتن وفقط تشكر میكردن، ما هم فکر می‌کردیم راضی هستند. ولی زن غضنفر میگه: والله من الان یك هفته خونه نیستم اون خودش غذا درست میكرده!
__________________

غضنفر زنگ میزنه به صدا سیما که شکایت کنه و میگه: بابا این چه وضعیه! این چه تصاویره مستهجنی بود كه تو آن سریال نشون دادید؟ یارو بهش میگه: قربان ما كه فقط پاها رو، اونم از نزدیکهای مچ پا به پایین نشون دادیم. غضنفر میگه: بابا تلویزیون من پرش داشت، همه جاشو دیدیم!


یه روز گوشه سپر عقب ماشینش یه نفر به دیوار میخوره. از ماشین میاد پایین و می‌خواد یه جوری درستش كنه. بعد دهنشو می‌زاره نزدیکی اگزز و فوت می‌کنه تا خط و خشهای سپر رو درست کنه. غضنفر که از اونجا رد می‌شده میگه: آخه آدم حسابی تو كه می‌خوای ماشین و باد كنی چراشیشه ها رو زدی پایین؟

بچه زنگ میزنه به باباش میگه بابا كجایی
باباهه که تو دستشویی بوده، میگه یه جایی هستم دیگه، تو چی كار داری حرفتو بزن
بچه میگه مامان گفت که بهت بگم هر جا هستی همون جا ناهار تو بخور که ناهار نداریم!

غضنفر میره مسافرت بعد از شش ماه برمیگرده، در كه میزنه داداش كوچیكش، در رو باز میكنه میبینه صورتش پر ریشه از اون میپرسه چی شده مامان مرده؟ بابا مرده؟ دادش مرده؟ كسی طوریش شده ؟
داداشش هیچی نمیگه .
وسط حیاط داداش بزرگش رو میبینه که ریشاش شده یك وجب. ازش میپرسه داداش چی شده مامان مرده ؟بابا مرده؟ كسی طوریش شده؟ ولی باز جوابی نمیشنوه.
میره داخل خونه باباش رو میبینه که ریشهاش رسیده به نافش. ازش می پرسه بابا مامان طوریش شده كسی مرده؟
بابا هه میگه كاش ننت مرده بود، كاش بابات مرده بود، ماشین ریش تراشی رو چرا با خودت بردی؟


مادر: پسرم من دارم میرم بیرون، یه وقت به کبریت دست نزنی‌ها؟ پسر: نه مامان جون من خودم فندک دارم!

غضنفرمیره توالت، موقعی كه برمی‌گرده هم میبینن دهانش پر از خونه، ازش پرسیدن چرا دهانت خونی شده؟ گفت نمیدانم كدام نامردی یك مسواك بزرگ گذاشته بود گوشته توالت، اینقدر سفت بود که دهنم خونی شد!

یه روز غضنفر توی هواپیما بود و هواپیما هم داشت سقوط میكرد، همه مردم داشتن از ترس سكته میكردن ولی غضنفر ریلكس نشسته بوده، بهش میگن: هواپیما داره سقوط میكنه تو چرا این قدر ریلكسی؟ میگه: مگه این هواپیما مال بابامه!



یك روز غضنفر سوار هواپیما میشه و از بغل دستی خود میپرسه: ببخشید آقا كار شما چیه؟ مرده میگه: متخصص پوست. غضنفر میگه: چه عالی من چند تا پوست بز دارم شما نمیخرین!

یه روز یه نفر به یه مارمولک ذل میزنه، مارمولک هم میگه: چیه، تا حالا اژده‌ها ندیدی!

یه روز غضنفر تلویزیون می‌خره میبره خونه، وقتی بازش میكنه میبینه توش یه كنترله، اونو میبره پیش فروشنده و میگه: آقا این ماشین حسابت، تو جعبه تلویزیون جا مونده بود، بیا بگیرش که مال حروم به ما نمیچسبه!

به غضنفر میگن: با ماتیز جمله بساز؟ میگه دیشب دزد اومده بود خونمون! میگن: اینكه ماتیز نداشت؟ میگه آخه ما تیز بودیم گرفتیمش !



درباره وبلاگ

من علی هستم .
وبلاگ قبلی من almin.mihanblog.com بود که متاسفانه پس وردشو دزدیدند.
17 سالمه بچه ی شاهرود هستم استان سمنان. مطالب هم که میخونی نظر یادت نره .

آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ